چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویم

چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویم

چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویمReviewed by آرین پاراکس on Sep 10Rating: ۴.۵چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویم

“چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویم”

اگر سوالتان اینست که چگونه طراح دکوراسیون داخلی شویم ؟ باید گفت مراحل کار هر معمار و طراح کاملا شخصی و منحصر به فرد است. با اینکه که عادات هر معماری متفاوت و شخصی است، عادات مشترک متعددی که همگی زیربنای یک طراحی خوب را می سازند. از این دریای پهناور عادات مشترک، هشت مورد از آن ها که در هر پروژه ای به کمک معماران و طراحان موفق می آید را با شما در میان می گذاریم :

۱-یک داستان خوب پشت کار آن ها است.

خاطراتی که ما از اماکن مختلف داریم، بسته به وقایع و داستان است. یک خانه می تواند داستان یک مشتری خاص را بازگو کند، در یک مکان خاص، در یک زمان خاص، این ویژگی آن خانه را غرق در تجربه و معانی عمیق کرده و برای وجودیت آن برهان می آورد. یکی از اولین درس هایی که معماران یاد می گیرند این است که با موضوع و مفهوم دادن به هر پروژه، یک داستان خلق کنند.  این متد مانند کتاب قانون و راهنمایی است که اگر مفید باشد، هربار که به ته خط برسید می توانید برای حرکت بعدی از آن کمک بگیرید. افکار شما را نظم می دهد، شما را راهنمایی می کند تا به بهترین نحو داستان مربوطه را در طرح پیاده کنید. این روایت می تواند از هر نکته ای سرچشمه بگیرد، مثلا یک درخت محبوب که نباید قطع شود، یا موضوعی عمومی تر مثل : “همه اتاق ها باید نور طبیعی داشته باشند”. منبع الهام آن می تواند درخواست قطعی مشتری باشد مثل : “هیچ رنگ سفیدی استفاده نشود”، یا شکل زمین ساختمان. در هر مرحله ای از مشکلات معماری داخلی حتی کوچک ترین موضوعات می توان از این روش استفاده کرد. یافتن ایده بهتر و بزرگ تر و ساختن روایتی برای آن، هر تصمیم در طراحی را آغشته به معنا و مفهوم می کند.


۲-ریسک می کنند.

خطر کردن به منظور شکستن قالب تکراری و معمولی هر چیزی، بخشی از ساختار هر کار خلاقانه است. از نو فکر کنید، تصور کنید، ابزارسازی کنید و برای انجام کارهای قدیمی و تکراری راه های جدید کشف کنید، در حالی که قوانین فیزیک همچنان سر جای خود باقی هستند. حتی می توانید با نیروی جاذبه زمین هم مبارزه کنید. منظور این نیست که همه مسائل نیاز به راهکارهای جدید و جسورانه دارند، اما اگر به یک مشکل با نگاه جدید و متفاوتی بنگرید، راه حل های جالبی که در قالب های استاندارد یافت نمی شوند، نمایان می شوند. یکی از محبوب ترین حرکات جسورانه در معماری از نظر من درِ ۲ و نیم متری است. یک در استاندارد و معمولی ۲ متر است و تقریبا با ابعاد اندام انسان هماهنگی دارد. چشم ما به دیدن درهای ۲ متری عادت کرده. اگر یک تخته ۲ و نیم متری را جایگزین کنیم، به سرعت متوجه تفاوت آن ها می شویم. حتی باز کردن این در توجه شما را به عرض و طول خودش جلب می کند. درست است که چنین دری قیمت بیشتری دارد اما یک سبک طراحی استاندارد را از حالتی ساده و مورد قبول، به استثنایی تبدیل می کند. چنین دری بعد از جلا خوردن نور بیشتری وارد محیط می کند. همچنین فضاهای باریک و فشرده مثل این راهرو را، بزرگ تر و دلبازتر جلوه می دهد. در دکوراسیون داخلی محیط هایی که ارتفاع سقف آن ها ۲ و نیم متر است از این درها استفاده می کنم، و زمانی که آن را باز کنید بلافاصله دیوار محو می شود.

فف

۳-به جزئیات توجه کنید.

هدف اصلی از معماری داخلی حل مشکلات است، اما راهی که برای حل مشکلات استفاده می شود و نظم و لطافتی که به آن راهکار القا می شود است که خوب و بد را از هم جدا می کند. برای حل مشکل نرده پله شاید راه های زیادی وجود داشته باشد، اما در این تصویری که می بینید طراح از بی زحمت ترین و ساده ترین راه حل ممکن استفاده کرده. کابل های نقره ای و نازک استیل با بتن پهلویی پله ها هماهنگی کامل دارد، روش اتصال آن ها بسیار هوشمندانه و واضح است. جزئیات اهمیت دارند چون در طول روز مدام با آن ها سر و کار داریم. ابزاری هستند که کل اجزای یک مجموعه را کنار هم گذاشته و از آن ها یک ساختار می سازند.

ایجاد یک ترکیب که معماران به آن “خانواده ای از جزئیات” می گویند، پروژه را متحد می کند. طرح افقی دیوار چوبی که در این تصویر می بینید نمادی از طرح تخته ای دیوار بتنی در سمت چپ است. با اینکه از ۲ جنس متفاوت هستند، اما هماهنگی دارند. این روش می تواند در ابزارآلات و کلیه لوازم جانبی خانه هم استفاده شود، به طور مثال دستگیره همه درها می تواند فولاد ضدزنگ باشد، یا اتصالات لوله کشی زاویه دار و از نیکل براق باشد.

۴-همه چیز را ساده برگزار کنید.

توانایی اعمال سادگی در کار به این معنی است که هر چیز غیرضروری را از صحنه محو کنید تا نکات مهم و ضروری خوب به چشم بیایند. بسیاری از اوقات ما اجازه می دهیم پیچیدگی مانع رشد منافع شود. معماران در این کار تبحر فراوانی دارند، آن ها همه چیز را تا حد اجزای ضروری و اصلی کاهش می دهند. اگر موردی بی کاربرد باشد، باید به ضرورت آن شک کرد. اگر در این چند زمینه ذیل سادگی اجرا شود، طراحی زیباتر و قوی تر خواهد شد :
-اشکال ساده : هزینه کمتری دارند، به راحتی ساخته می شوند و بدون تزئین هم زیبا هستند.
-جنس های منتخب ساده : حداکثر ۲ یا ۳ جنس استفاده شود. برای روش استفاده از هرکدام قانون وضع کنید. اگر هر جنس را با پرداخت گری های متنوع و مختلفی استفاده کنید (از نرم و لطیف تا خشن و زبر)، بدون پیچیدگی به دامنه گسترده ای از انتخاب دست می یابید.
-تزئین ساده (یا بدون تزئین)
-پنجره های ساده : ۲ سایز پنجره انتخاب کنید. یکی برای قاب های بزرگ و دیگری برای قاب های کوچک.
-اتصالات بین اسباب و لوازم را نپوشانید، بگذارید عریان و در معرض دید باشند. پوشاندن آن ها معمولا پر هزینه و زمان بر است.

۵-ترتیب ایجاد کنید.

معماران ترجیح می دهند در هر مرحله ای برای هر موردی نظم و ترتیب ایجاد کنند. طبیعی است که این کار نیاز به سلسله مراتب دارد، به این معنی است که باید مهم ترین و ضروری ترین مورد را انتخاب کرده و اجازه دهید باقی موارد متعاقب آن شوند. قبل از شروع نقشه کشی ساختمان بهتر است این ۳ مورد بررسی شوند : سایت ساختمان یا همان محل ساخت بنا (چه از قبل وجود داشته باشد چه از نو ساخته شود)، مشتری و بودجه. مفهوم فراگیر مربوط به موردی می شود که بیشترین کشش و قدرت را دارد، و روایت داستان حول همین قدرت شکل می گیرد. در این لحظه است که نظم و ترتیب شکل می گیرد. مهم نیست مهم ترین ویژگی کدام باشد، چون همیشه محور روی سایت ساختمان می چرخد. در اینجاست که ویژگی غالب سایت (منظره- توپوگرافی- دیگر ساختمان ها) باید تعیین شود. قبل از تعیین شکل کلی ساختمان، باید فضاهای مختلف خانه از عمومی ترین گرفته تا خصوصی ترین آن ها، بررسی و اولویت بندی شوند. نحوه ورود و آشکار شدن این فضاها باید تعیین شود. در بازسازی ها معمولا این نظم و ترتیب براساس نواقصی که ساختمان قبلی داشته شکل می گیرد مثل نور طبیعی، فضای خالی، ارتباط با محوطه بیرونی و غیره. من حتی در برخی پروژه ها کتاب راهنمای جدید برای ساخت ماژول های خاص، شبکه، ابزار و وسایل و راهنمایی برای اضافه کردن ماژول های جدید به ساختار در آینده طراحی کردم.

۶-تکرار کنید،

تکرار، تکرار، تکرار. در معماری تکرار چیز خوبی است. با تکرار مداوم المان های معمول موضوعی، عادت ایجاد نظم و ترتیب بیشتر رشد و نمو پیدا می کند. در، پنجره، ستون، ابزار و وسایل، تیغه و … همگی بخشی از نظم طبیعی یک ساختمان هستند. تکرار کسل کننده نیست، بالعکس طرح را متحد می کند. تکرار طرح ها، جنس، شبکه بندی و مقادیر و اندازه گیری ها پایه های اصلی نظم و ترتیب هستند. قانون اصلی تکرار هر چیزی، گرفتن نتیجه خوب و خوشایند از تکرار ۲ بار آن است. اگر ۲ بار تکرار خوشایند است، با ۳ بار بهتر می شود. تکرار نه تنها مقرون به صرفه و اقتصادی است، بلکه پس زمینه ای ایجاد می کند که معیار ارزش گذاری مواردی می شود که از نظر ما مهم هستند، زیربنای عادت بعدی را آماده می کند.

۷-قوانین را زیر پا می گذارند.

پیش زمینه این کار توسط عادت قبلی که نام بردیم ساخته می شود. زمانی که روند تکرار ما آماده و بنا شده باشد، می توانیم تصمیم بگیریم در چه مواردی قانون شکنی کنیم. یک سری پنجره ردیفی را در یک شبکه منظم تصور کنید. آن یک عدد پنجره ای که این سلسله پنجره های منظم را برهم زده و آن ها را از قالب خود درمی آورد، باید با دلیل و برهان محکم و خاصی این کار را انجام دهد. به طور مثال رو به سایبان یک درخت باشد یا چشم اندازی دور و دراز روبروی آن باشد. اگر پس زمینه ایجاد شده منظم و ترتیب خاصی داشته باشد، قانون شکنی دقیق و محاسبه شده، هدف و معنای خاصی پیدا می کند. همچنین به تکرار مداوم طرح تعادل می بخشد و آن را از یکنواختی بیرون می آورد. این پله ای که در تصویر می بینید قدرت واقعی قانون شکنی را به تصویر می کشد. در محیط اطراف آن خویشتن داری نمایان است. به طور معمول پله از این اجزا تشکیل می شود : ستون های عمودی در لبه ها، قرنیز و ترکیبی از نرده و محافظ پله. طراح معمار این پله تک تک این المان ها را از نو بررسی کرده، قوانین را زیر پا گذاشته و آن را تبدیل به نوعی مجسمه هنری کرده. این پله از طبقه بالا آویزان شده، فرد در حین بالا رفتن متوجه حرکت از پله های بتنی سنگین به یک جنس خیلی سبک تر در ارتفاع بالاتر می شود. قرنیزها باز هستند و نور و منظره بیرونی را عبور می دهند. ستون های عمودی که از جنس تخته سه لا هستند هم به عنوان نرده و حفاظ و هم به عنوان اسکلت استفاده شده اند.

۸-از حواس الهام می گیرند.

درست است تصاویر بسیار جذاب معماری که در اینترنت استفاده می کنیم با حس بینایی ما هماهنگی و همخوانی دارند، اما تجربیات معماری واقعی ما بسیار متفاوت است. معماران یاد می گیرند که زمان طراحی از تمام حواس خود استفاده کنند. داشتن یک منظره زیبا در جلوی خانه به اندازه محافظت از آن در برابر آلودگی صوتی یا بوی دریا و درخت سدری که در نزدیکی قرار دارد، اهمیت دارد. معماران فرق بین سرمای کف بتنی و گرمای چوب که با پا تماس دارد را در نظر می گیرند، به صدای قطرات باران روی بام فولادی فکر می کنند. اگر هنگام طراحی خانه به تجربیات با ارزش از محیط توجه شود، فرصت هایی برای معماری نمایان می شوند که سکونت در یک ساختمان یا خانه را دلپذیر تر می کند. معماران و طراحان خوب و موفق به نور و سایه فکر می کنند، به اینکه خورشید هر ساعت از روز کجا قرار می گیرد، باد از کدام جهت می وزد، به سر و صدای منطقه شهرنشین توجه می کنند، و اینکه چطور می توانند با این ها کنار بیایند.

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *